
محمود جَلدی بلند شو برو خونه عمو رحیم و با خانواده برای فردا افطاری دعوت میکنی که بابام گفته حتما برای افطاری تشریف بیارید خونه کَلضیا و پسردایی مصیب هم برو دعوت کن خدا پیرت کنه خونه خاله و بیبی رحیمه هم فراموش نشه.
تابستون بود ماه رمضون وسط گرما، روزا بلند و طاقت فرسا روزه گرفتن مشکل بود در روستای ما با وجود کشتزارها و باغات نسیم ملایمی در جریان بود شبها روی پشت بوم میخوابیدن.
مادر با کمک خواهر و خاله مشغول آماده کردن افطاری بودند تا افطار ساعتی پیش نمانده بود سفره را قبل از آمدن میهمانها پهن کردیم و اسباب افطار را چیدیم فقط ریختن آب جوش و چای بود که با آمدن روزه داران باید صبر کرد افطار کردن کنار خانواده و بزرگان فامیل چه لذتی داره بعد از افطاری از عمو رحیم که خدا برای فامیل نگهاش داره از برکات ماه مبارک سوال کردیم عمو باهمان لحن شیرین و مهربانش گفت ماه رمضان یک ضیافت الهی است همه به این ضیافت دعوت هستند تمام مردمی که در دنیا زندگی میکنند و از خوان بیکران خداوند بهرهمند میشوند روزه بر آنها واجب است پیغمبر ما پیغمبر همه و قرآن با تمام عظمتش قرآن همه انسانها است در ادیان گذشته هم به طریقی روزه گرفتن واجب بود سفره ماه رمضان از کران تا کران پهنه و همه را به خود میخونه.
از عمو از خواص روزه گرفتن پرسیدیم روزه یک تصفیهخانه دقیق است که در طول سی روز فضولات بدن و اجرام آن را پاک می کنه و میسوزنه معنی رمضان سوختن است و بدن و تمام اعضای آن از نو متولد میشه روزه تنفس را فرحبخش میکنه اخلاط بدن را ازبین میبره فکر را باز قلب را نورانی میکنه رمضان رسولی از جانب خدا به بندگانش میباشه که تقوا و پاکی و چگونه زیستن و جهاد با نفس سرکش را میآموزه رمضان سرزمینی پاک و دور از هر آلودگی است طی طریق در این وادی نور چه لذتی داره
البته کسانی که توانایی روزه گرفتن را ندارند یا عذری دارند روزه به آنها واجب نیست ولی باید قضایش را بگیرند در این ماه سفرهای جمع و سفرهای پهن میشه.
عموگفت کَلضیا چرا ساکتی چی بگم پسرخاله استفاده میکنیم کلضیا گفت روزه یک جاده طول و درازی است تا گرسنگی و تشنگی را مشق کنیم بندگی راطاب بیاریم غیرتمند بشیم مشفق حال دیگران باشیم صبر را تجربه کنیم یازده ماه سر سفرههای چرب و چیلی نشستیم خوردیم و آشامیدم حالا خدا از بندش خواسته چاروز روزه بگیره به خاطر خودش برای سلامتیش نباید عذر و بهانه بیاریم از زیرش در ریم سر خدا که کلاه نمیره سر خودمون کلاه گشاد میزاریم خدا به عبادت من نوعی چه احتیاج داره انقدر هستن که خدا رو بندگی کنند ما تو اونها غبار هم نیستیم دستور دین ماست جزو فروع دینه همانطور که دین اصول داره فروع هم داره که یکی از شاخههاش روزهست خدا میخاد مؤمنین روزه بگیرند سالم باشند چه از نظر جسمی و روحی تا بتوانند در برابر ناملایات و دشمنان دین سر خم نکنند و رنجور نباشند قوی باشند تا بتواننداز ناموس خود دفاع کنند یا زمانی که آذوقه کم بود یا قحطی آمد یا جنگی شد توان ایستادگی رو داشته باشند روزه خوری عیان یه دهن کجی به خدا و نعمتهاشه گناه محض سرکشی از دستور خدا و پیغمبرِ
البته پسرخاله درس پس میدیم زنده باشی بعد عمو رحیم ادامه داد روزه مثل یک سپر محافظ برای بدن محسوب میشه شبهای احیا سه شب زنده داری که در اوج ماه خودمونو تودریای نور غرق کنیم بمیریم باز زنده بشیم خدا دست مارو بگیره ماه اومده مارو زنده کنه به ما هویت بده شناسنامه ما مسلمونها ماه رمضونه شبهای احیا همون شبهای قدر که سرنوشت ها تقدیر میشه ما گدای شبهای قدریم شبهایی که مقدرات سال مارو نزد حضرت صاحبالزمان(عج) میبرند تا آقا امضا کنه اونهایی هم که روزه نمیگیرند سرنوشت یک سالشون نوشته میشه اگه روزه بگیرند خوش به حالشونه.
عمو گفت روزه زکات بدنه ما در ماه رمضون یاد میگیریم به دور وَر خودمون نگاه کنیم به فکر گرسنها و تشنهها باشیم از کویر وجود خارج بشیم تا به آبادی همیشه سر سبز رمضان وارد شیم.
بابام ادامه داد این ماه قرآن به پیامبر نازل شده روزه داران در این ماه مقیدند قرآن را حداقل یک بار دوره کنند و در محفل های قرآنی قرائت قرآن رو به دیگران هم یاد بدند.
پسر دایی مصیب گفت درماه رمضون تمام جوارح ما باید روزه باشه عمو ادامه داد تشنگی و گرسنگی این ماه مارو به یاد تشنگی و گرسنگی روز قیامت میندازه شبهای قدر نزدیکه خود را برای قرائت جوشن کبیر آماده کنیم شهادت قرآن ناطق امیرالمومنین علی(ع) در این ماه واقع شده.
عمو جان اجازه، بگو
برادرزاده ؛ از فرمایشات حضرات این طور استنباط میشه که روزه یک شمشیر برنده در برابر شیطان و امیال نفسانیست و سپری در برابر آتش دوزخ و از تعلقات دنیوی آزاد شدن و نور خدا گرفتن.
احسنت محمود عزیزتر از جان
عمو شعر منبر را برایمان بخوانیدتا فیض ببریم
یا علی بن ابیطالب یا حیدر کرارا
منبر و محراب کشد انتظار
تا که زند بوسه به پای علی
ماه دگر در دل شب نشنود
صوت مناجات و دعای علی
اه که محروم شد امشب دگر
چشم یتیمان ز لقای علی
مانده تهی سفره بیچارگان
منتظرنان و غذای علی
تیغ شهادت سر او را شکافت
کوفه بُوَد کوه منای علی
وای امیر دو سرا کشته شد
خانه غم گشته سرای علی
پیش حسین و حسن و زینبین
خون چکد از فرق همای علی
ناله کن ای دل به عزای علی
گریه کن ای دیده برای علی
اشک در چشمان عمو حلقه زده بود گریه امانمان نمی داد بی بی رحیمه بی تابی میکرد.
ادبیات روستا