
روستاها از دیر زمان مهد سنتها و فرهنگها و اداب و رسوم با اصالت وغنی می باشند.
بازی ها و سرگرمی هایی که رایج بود اکنون تا حدودی کم رنگ شده.
زندگی سنتی و بیاد ماندنی را در بطن خود به یادگار گذاشته.
قصه ها و داستانهای آموزنده درشب نشینی های پائیز و زمستان از حال و هوای خاص خود برخوردار بود در سایه نور فانوس و چراغ گردسوز و پی سوز جلوه میکرد وکرسی گرم و نرم که دور آن جمع می شدند.
و چهره های دوست داشتنی پدر و مادر و (پدر بزرگ و مادر بزرگ که از واژه آببا وننجون) نام برده میشد.
خانه های سنگی و کاه گلی روستا که با نم پاچی تابستانها خنک و با وجود کرسی و منقل زمستانها گرم بود کوچه های با صفا و گلی ودرختان سرسبز با میوه های انبوه و شیطنت بچه ها تجسم روح آزادگی و سلحشوری را در اذهان زنده می کرد.
شکوه وعظمت کوه ها این تجسم را هزاران برابر زیبا تر می کند و آواز پرندگان معنا گر این فرهنگبی پایان است.
که روستایی زنده است و به امر خداوند جان نثار میکند تا مملکتی پایدرا بماند.
قصه های رایج :
*قصه شاه پریون
*امیر ارسلان نامدار با آن کفشهای آهنین
*ماه پیشانی
*هفت در بستی یک در رو نبستی
*سوزن ونمک
*سنگ صبور
*بلبل سرگشته
*عاق والدین
*چهل گیس
*قصه های اجنه
*پوریای ولی
*قصه های حسین کرد شبستری
*موش وگربه
*پیشگویی ها
*قصه پهلوانان وخوبان روستا
*خاطره های بزرگان روستا.
بازی های رایج:
*لی لی
*هفت سنگ
*گردو بازی
*قاب بازی
*قایم باشک
*یه قل دوقل
*الک دولک
*دوز بازی
*پر بازی
*سکه بازی
*خر بیار باقالی ببر
*خر پشتک
*شاه و وزیر
*عمو زنجیل باف
*خاک بازی
*عروسک بازی
*میهمانی بازی
*نان گندم مال مردم
*گل یا پوچ
*نون بیار کباب ببر
*کولی بازی
پاره ای ازاین بازی های سخت وناهنجار بود.
ده،قرا،دهکده،آبادی،دهات،قصبه و قریه همه در قالب روستایند وقصبه روستای بزرگی است.
بزرگان و دانشمندان و فقها و معلمین و شهدایی که در مهد روستا نشو و نما پیدا کردند و اثر گذار بودند و حتی در سطح بین الملل از جایگاه ویژه برخوردار بودند و هستند.
فرهنگ روستا را روستایی می داند.
ادبیات روستا